زیر بارون
بیایید با افق مهربانی کنیم
غم پونه ها را آسمانی کنیم
بیایید توی نقاشی قلبمان
رز عشق را ارغوانی کنیم



برو زير بارون كه کسی اشکاتونبینه و بهت بخنده... گفتم اگه بارون نيومد
چي ؟ گفتي اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمون گريش مي گيره .....
گفتم : يه خواهش دارم وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار.
گفتي: به چشم .... حالا امروز من دارم گريه مي كنم اما آسمون نمي
باره .......... تو هم تلخی برخورد های سرد را.... اون دور دورا
ايستادي و داري بهم مي خندي



+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 20:57  توسط شهرام
|
